close
تبلیغات در اینترنت
میوه ی قربت در داغستان غربت می رسد!
loading...

نسل چهارم

ایجاد تضاد همیشه ابزار تدریس و تحلیل بوده و هست. حتی سیاستمداران هم تضاد و تناقض را فرصت های خوبی برای نیل به اهداف می دانند، اما آنچه مهمتر است، عبرت از تضاد است. کمی تأمل بر جریانات پیرامونی خود این اصل را اثبات می کند که انسان دائماً در حال انتخاب بین متضاد هاست. داشتن کار و بی کاری، مجردی و متأهلی، با سوادی و بی سوادی، افتادن و قبولی، گفتن یا نگفتن، خواب یا بیداری، رفتن یا نرفتن، خریدن یا نخریدن، امتیاز دادن یا امتیاز گرفتن، خرسند کردن یا ناراحت نمودن و هزاران افعال متناقض دیگر که می شود از…

میوه ی قربت در داغستان غربت می رسد!

ایجاد تضاد همیشه ابزار تدریس و تحلیل بوده و هست. حتی سیاستمداران هم تضاد و تناقض را فرصت های خوبی برای نیل به اهداف می دانند، اما آنچه مهمتر است، عبرت از تضاد است.

کمی تأمل بر جریانات پیرامونی خود این اصل را اثبات می کند که انسان دائماً در حال انتخاب بین متضاد هاست.

داشتن کار و بی کاری، مجردی و متأهلی، با سوادی و بی سوادی، افتادن و قبولی، گفتن یا نگفتن، خواب یا بیداری، رفتن یا نرفتن، خریدن یا نخریدن، امتیاز دادن یا امتیاز گرفتن، خرسند کردن یا ناراحت نمودن و هزاران افعال متناقض دیگر که می شود از آنها به اتم های تشکیل دهنده ی ابر مولکول رفتار انسانی یاد کرد.

وصل نقاط رفتاری که این زوج های مرتب مؤلفه های آن در نمودار انسانیت هستند، موجب ساخت خط یا منحنی رفتاری انسان می شود. حالا شما هم اوج داری و هم قعر، هم منفی داری و هم مثبت، نقاط عطف و صفر، شیب زیاد یا کم، پیوستگی و گسستگی و ... .

سؤالم اینجاست که آیا این زوج ها واقعاً مرتب هستند؟ آیا در این تضادها، راهبردی هست؟

در حقیقت وظیفه ی عقلی ما این است که این ها را مرتب کنیم. تداخلشان در هم، آشوبی به پا می کند که هیچ نظمی را بر نمی تابد.

فرض کنید حقتان را گرفته اند و در عین حال آزار هم می بینید. در مقابل آن حقی که داشتید، وظایفی بر دوش شما بوده و متعاقباً آن وظایف هم بر زمین مانده است و باز طعنه می شنوید و از صورت نگرفتن کارها به نحو احسن، رنج مضاعف می برید. شما در این حالت چه تصمیمی می گیرید؟ بین گرفتن حق و وا نهادن آن!؟ شما می دانید بهتر به وظیفه عمل می کنید و از مقام عمل دورید و نا صالحان تکیه بر اریکه ی تصمیم و اقدام زده اند.

شاید واقعاً حوصله جر و بحث را نداشته باشید و عطا را به لقا ببخشید و بگویید، خدا را شکر که تکلیف از ما ساقط شد(!) که این یعنی اثبات ناصالح بودن شما بر آن وظیفه! این یعنی از همان اول هم لاف من فقط مرد مِیدانم می زدید.

شاید هم خود را مستحق بدانید و شروع کنید به غُر زدن های مدام و بی حاصل! به این امید که مردم نظرات شاز شما را بر بد عملیِ عاملان ترجیح دهند و به سمت شما بیایند. از بیرون گود فریاد زدن که لِنگش کن هنر نیست! مردم خیلی راحت می فهمند که غُر زدن چیست و چه کسی در حال اشکال تراشی و مانع سازی های اجتماعی است. رفتار خاله زنکی در پیش گرفتن، شیوه ی عده ای است که از آنچه مستحق آن بودند دور مانده اند و راهی جز بر هم زدن بازی نمی بینند.

شیوه ی سومی هم وجود دارد که برای نیل به جایگاه خود، با همه ی موانع دست و پنجه نرم کنید. موانع هم به دو دسته تقسیم می شوند، یکی زور و قدرت ناصالحان در جایگاه و دیگری، عدم همراهی مردم نا آگاه.

خیلی بخواهید مارکسیستی عمل کنید نتیجه اش این می شود که کله شقانه دست به مبارزه ی مسلحانه بزنید و به خاطر صلاح خلقِ خود خوانده، برای رسیدن به جایگاه تصمیم و اقدام بجنگید. نتیجه اش این می شود که هیچ یک از مبارزات تاریخی این گونه دوام نیافتند! چرا که به قید موفقیت، فقط زور و قدرت ناصالحان را کنار زدند و نتوانستند مردم را همراه خود کنند.

راه دومی هم هست. راهی که بین همه ی متضادهاست، اما زیر بار زور رفتن نیست! خانه نشینی هم نیست! غر زدن هم نیست! سکوت هم نیست! بی عملی و هرزگی هم نیست! عملیات های بدون فکر و بی پشتوانه هم نیست! تأملات شبه روشنفکرانه و مرفهانه هم نیست! قطع ارتباط با دنیای پر از مردم اطراف هم نیست!

تمام اینها را که می نویسم یاد داغستان غربت امیرمؤمنان(ع) می افتم. آن زمان که به چشم خود دید نا بایسته ها، بایسته می شد و نا شایسته ها، شایسته! آنجا که خود را در قبال امتی که پدر آن بود مکلف می دید و ابزار اجرای تکلیف در دستش نبود. اما اصلا کنار نکشید. ظلم دید و سکوت از سر بی دردی و بی حسی نکرد! آه دردش را در چاه تنهایی فرو می ریخت و اشک دلش را همچون آب کباب بر آتش اصحاب. مصیبت عظمای همسرش در مقابل ظلالت امتش هیچ نبود. چرا که از ابتدا می دانست همه ی خاندان نبوت، سفینه ی نجات اند و در کشتی اگر مسافر نباشد، تکه چوبی بیش نیست.

اما فقط یک راه بود و آن رسیدن به جایگاه اصلی، یعنی امامت امت. اما چه طور؟ شمشیر به دست به جنگ نا صالحان رفتن، زدن شاهرگ وحدت امت بود. سکوت و خانه نشینی هم مترادف خاموشی چراغ هدایت.

علی (ع) بین این دو تضاد چه کند؟

یک کلیشه همیشه گفته شده و مغفول مانده را بگویم. بعضی فکر می کنند باید «احقاق حق» کرد. یعنی یک پا ایستاد کنار درب خانه ی «حق دزد» که آی داد و هوار! حق من را پس بده! غافل از اینکه مردم اصلا نمی دانند دعوای تو بر سر چیست! مدام می گویی حق، حق، حق، و مردم مدام می گویند دعوای دو نفر آدم است دیگر! به ما چه مربوط! اما اگر قبل از «احقاق حق»، «اثبات حق» می کردی، این دفعه هر مرد و زنی که تو را می دید، به کمکت می آمد تا حقت را محقق کنی.

دقیقا شاه کلید داستان همین جاست! مولای ما خانه نشین نشد. فاطمه(س) دستش را گرفت و به خانه ی تک تک اصحاب رفتند و ماجرا را گفتند. فاطمه(س) بارها فدک را اثبات کرد و در اثبات او قلب ها آرام آرام جذب می شدند. علی (ع) بارها در مناسبت های مختلف در بطن جامعه ی خود حاضر می شد و مرجع تصمیمات مهم بود. «المؤمن کیّس» اول خودش بود! هیچ گاه از اصولش عدول نکرد اما خودش را اثبات کرد. غُر نزد و عمل کرد. مظلومیت خود را با عاملیت در هم آمیخت. زانوی غم بغل نکرد که وای از دست رفت، بلکه خشم فرو خورده ی خود را از گمراهی امت در کالبد نیروسازی و جمع آوری امت آگاه و البته دغدغه مند و عامل تزریق کرد.

آگاهی مردم راه خلاص از تکیه زنندگان نا صالح بر اریکه است. علی (ع) اثبات کرد که نباید بر اریکه ی قدرت بود و گفت: حال دوران ظفر ماست! مردم، برنامه چیست!؟ حالا چه بکنیم!؟

او میوه های درخت اسلام را در داغستان غربت پروراند.

دقیقاً این نکته ای است که ما هیچ گاه به آن به عنوان یک راهبرد اصولی نگاه نمی کنیم. در گذر تاریخ انقلاب، بارها به چشم خود دیده ایم و ایمان نیاورده ایم! مگر امام(ره) مبارزه ی مسلحانه کرد؟ نخیر! او مردم را آگاه و آنها را یار خود کرد. مردمی که آگاه باشند و یار نباشند، می شوند آن اصحاب رسول ا...(ص) که بانوی خوبی ها و راستی ها به درب خانه ی تک تکشان برود و 4 نفر بیشتر لبیک نگویند!

نیروهایی که برای دوران قربت باید تصمیم بگیرند و اقدام کنند، جز در دوران غربت ساخته نمی شوند. آنجاست که دغدغه پیدا می کنند. آنجاست که بلایای دوری از خط اصیل اسلام را به چشم خود می بینند. آنجاست که خواب را بر خود حرام می کنند و به عمل می شتابند. آنجاست که ایمانشان به اصول اسلام و فروع آن مثل فولاد می شود و در روز قربت، کمیت عقایدشان در کوران امتحانات و فتنه ها لنگ نمی زند!

این جمله ی امام که فرمود، جنگ ما، جنگ فقر و غناست را باید با طلا بر سر در وزارت خانه ها و دادگاه ها و دانشگاه ها نصب کرد. این جمله ی امام باید در حکم انتصاب هر رئیسی بیاید که «و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحتطلبی ، بحث دنیاخواهی و آخرتجویی دو مقوله ای است كه هرگز با هم جمع نمی شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.»

در جمع بندی باید بگویم که استراتژی کلان و بلند مدت بیداری دانشجویی باید علی وار غربت کشیدن باشد، تا به وقت قربت، میوه های کال یا پوسیده تحویل امت ندهیم.

غر زدن ممنوع! چرا که مردم می فهمند آنکه فقط غر می زند، عرضه ی عمل ندارد!

اقدام خلاف عقل و مصلحت ممنوع! چرا که دودش اول به چشم خودمان می رود و لذت پیروزی اش با شب تنهایی عجین است.

بی عملی ممنوع! چرا که سکوت و خواب و انصراف از تکلیف، کمای آگاهی و ایمان را در پی دارد.

بیداری دانشجویی نباید با سوژه های سطحی و خبری که دو روز در بورس است و روز سوم ماجرای دیگر، خود را سرگرم داغی و روشنایی کبریت کند. آنچه دانشجوی بیدار باید بداند این است که چه اتاق های تصمیم و اقدام با او باشند و چه نباشند، وظیفه اش نگه داشتن تنگه های احد و رفع مشکلات بدر و خیبر است، تا پیروزی کامل تحقق یابد. حباب کاذب خود حق پنداری، جدایی از غافله ی ملت و قشر اصلی مخاطب، یعنی دیگر دانشجویان را به دنبال دارد.

بیداری دانشجویی باید راه حل بدهد برای مسائل نظام! وقتی راه حل داشته باشی، حق بودن و اصلح بودنت اثبات می شود.

مسائل نظام لبخند ظریف نیست، بلکه تفکرات سریع القلم است. مسائل نظام انصراف از یارانه ها نیست، بلکه واردات دوباره ی بنزین است! مسائل نظام، خروج نخبگان از کشور نیست، بلکه طراحی دشمن برای کاهش رشد علمی است! مسائل نظام، مسئولان ضعیف نیست، بلکه دانشجویان انقلابی است که به فکر تقویت فکر و عمل مسئولان نیستند! مسائل نظام، اقتصاد بیمار نیست، بلکه مطرح نشدن اقتصاد مقاومتی و راهکارهای آن در دانشگاه هاست! مسائل نظام، وضعیت درمان و پزشکی ما نیست، بلکه سبک خورد و خوراک و پوشاک ماست! مسائل نظام فیلم و سریال خارجی و فیس بوک نیست، بلکه عقیم بودن دست و قلم ما در نوشتن فیلمنامه و گفتن حرفمان در اجتماع است! مسائل نظام، پیری دولت نیست، بلکه روحیه ی عدم اعتماد به نیروی جوان است! مسائل نظام، کلمه ی بیداری اسلامی یا بهار عربی نیست، بلکه چرایی انحراف و مصادره ی بیداری اسلامی و عدم صدور انقلاب ما به آنها در این موج است! مسائل نظام، سکولار بودن اساتید و مسئولین و معلمان نیست، بلکه فکر و عقیده و ایمان من و توست که مسئولان و استادان و معلمان فرداییم! مسائل نظام، تار موی بانوی مسلمان ایرانی نیست، بلکه آن دست پلیدی است که به اسم حق برابری و مساوات، تو را از خانه به زور بیرون می کشد و در معرض دائمی قرار می دهد!

چقدر از این مسائل ناب نظام بگویم و دانشجویی بیدار نباشد که فلان طیف چه شد و فلان قبیله چه کرد!

نیرو ساختن بدون عمق مطالعاتی و فهم و درک مسائل اصلی از فرعی نمی شود. بدون جاذبه های عقلانی و فطری نمی شود. با تعطیلی فرهنگ و سبک زندگی حلوا حلوا کردن نمی شود! بدون محصول ساخته ی دست خودما، چگونه به خود حق صحبت درمورد فرهنگ می دهیم!؟ چند کتاب ادبی، شعر و داستان از ما چاپ شده است!؟ چند فیلمنامه ی انقلابی در مورد موضوعات مختلف نظام از جمله سبک زندگی نوشتیم و تحویل سازندگان دادیم؟ چند خط راهکار در مورد اسلامی شدن دانشگاه ها نوشتیم که زبانمان این قدر مقابل مسئولان دراز است!؟

اتفاقا وقتی دولت همراه نیست، فرصت بهتری است! چرا که نباید وقتت را صرف دفاع از رأیت کنی، بلکه به این فکر می کنی که قوی شوی و مستحکم تا دولت همراه را قبل از قربت و در غربت بسازی!

جوانان جامعه اسلامی به کدامین سو باید بروند وقتی داغستان غربت در برابرشان است! دشمن به شما بستنی های کنار صراط را نشان می دهد و امام امت، در میان داغستان صراط مستقیم ایستاده و می گوید ای کسانی که ایمان آورده اید،گمان می کنید که امتحان نمی شود!؟ و شما را فرا می خواند!

در هویت تشکیلاتی ما غر زدن و انتقادهای کینه توزانه نیست! نیت ما از انتقاد، امر به معروف و نهی از منکر است و باید توجه داشت که «لم تقولون ما لا تفعلون!»

بیداری دانشجویی باید از میان افعال متضاد پیش روی خود گزینشی هنرمندانه، منطقی و هدفدار انجام دهد، تا با اشتباهات حد اقلی، جذب بالا و حرکت صحیح در مسیر آرمان ها، مرجع مردم شود؛ تا مردم به سمت او بیایند و حرفهایش را در کوچه و خیابان بزنند.

حالا ببینیم مرد بی عملی و تنبلی و اختلاف و بازی های کودکانه و قبیله ای کیست!

التماس دعا.

 

 

ابوالفضل شفیعی بازدید : 697 دوشنبه 08 ارديبهشت 1393 زمان : 3:59 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط ایمان شمس در تاریخ 1393/5/10 و 23:46 دقیقه ارسال شده است

سلام
وبلاگ جدید بنده

حیات طیبه
http://hayatetayyebeh.blogsky.com

یامهدی
پاسخ : پس از تأیید محتوا، لینک خواهید شد!
خخخخخخخخخخخخخخخخخ
مخلص داداش ایمان

این نظر توسط ایمان در تاریخ 1393/3/9 و 12:40 دقیقه ارسال شده است

سلام
زود باش من را لینک کن تا مؤاخذه نشدی!من که لینکت کردم

یادم باشه یه بستنی توپ مهمونت کنم،به جبران زحمتی که دادیم


بای بای دبیر آموزش زحمت کش!

ایمان شمس

ارادتمند
یامهدی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
از آنچه که هستم نالانم و در آنچه باید باشم فکر می کنم. ای کاش می توانستم ادعا کنم که معادلات زندگی را از قرآن به سنت و سپس به خرد حل می کنم. حال آنکه فکر می کنم دارم از خرد به سنت و سپس به قرآن حرکت می کنم. یعنی هرچه عقل ناسالمم گفت، دیگر تمام است. دیگر چه کسی به قرآن و سنت پیغمبر(ص) و ائمه اطهار(ع) کار دارد؟! "در جامعه ای که به جای نهادسازی های مبتنی بر قرآن، سنت، خرد، همه همان چه در مدرسه و دانشگاه خوانده اند را تهوع می کنند بر پیکره ی وطن اسلامی، چه توقعی از من می رود." این نجوای نفس سرکش من یا ما هست یا نه؟ بت شکنی مدل قرن بیست و یک میلادی با نهادسازی هایی اتفاق می افتد که بتواند زنجیره ی طلایی انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی را به هم متصل و تکمیل کند. "این قرن، قرن اسلام است" و چشم امید ما به نسل چهارمی ها.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 22
  • کل نظرات : 22
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 13
  • آی پی دیروز : 23
  • بازدید امروز : 162
  • باردید دیروز : 30
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 227
  • بازدید ماه : 632
  • بازدید سال : 5,292
  • بازدید کلی : 58,899
  • کدهای اختصاصی
    تماس با ما

    ساخت فلش مديا پلير