close
تبلیغات در اینترنت
هاشمی و دیگر هیچ...!
loading...

نسل چهارم

همه چیز از آنجایی آغاز شد که ستونی از ستون های انقلاب، سال 68 رئیس جمهور شد. شخصیت او طوری است که او در حوزه ی قبل از انقلاب هم متمکن محسوب می شد. از مبارزان اصلی انقلاب  و همیشه در کنار امام(ره) بود.ازجیب خود بسیار برای انقلاب هزینه کرد و البته زندانی ساواک هم شد.تمکن مالی او ، علاقه…

هاشمی و دیگر هیچ...!

همه چیز از آنجایی آغاز شد که ستونی از ستون های انقلاب، سال 68 رئیس جمهور شد.

شخصیت او طوری است که او در حوزه ی قبل از انقلاب هم متمکن محسوب می شد. از مبارزان اصلی انقلاب  و همیشه در کنار امام(ره) بود.ازجیب خود بسیار برای انقلاب هزینه کرد و البته زندانی ساواک هم شد.تمکن مالی او ، علاقه ی عجیب او به کشورهای شرقی و البته بازی پینگ پونگ، دوستاری خانواده، جدیت در مسائل سلسله مراتبی، اعتقاد به توسعه ی مالی خود و کشور، اهتمام جدی در زیباسازی فضای ظاهری کشور از نظر بناها، جاده ها، فضای سبز و حتی پوشش های مدرن مردم، حساس در برقراری دیالوگ با غرب متمدن و در نهایت، اعتقاد ویژه به سازندگی کشور، از ویژگی های بارز اوست.

قصد نگارنده این نیست که به بررسی وقایع بپردازد، بلکه قرارم بر این است که به ساز و کار گفتمانی حاکم بر «اکبر هاشمی برهمانی رفسنجانی» و دو دولت او بپردازد.

شعار سازندگی، استخراج شده از کلام نورانی امام راحل بود که سر و سامان دادن به عقب ماندگی ها و ویرانی های ناشی از طاغوت پهلوی و جنگ تحمیلی را شامل می شد. تمرکز هاشمی و دوستان اقتصادی او بر به کارگیری حد اقل توانمندی ها و استعدادها در کوتاه ترین زمان، برای ساخت زیر ساخت های عظیم نفتی و صنعتی بود تا از رقبای عرب خود در منطقه عقب نباشد. تأمین نیروی برق از طریق سدسازی، ساخت و احیای پالایشگاه های بزرگ، سر و سامان دادن به اوضاع درآمدی کشور و البته چرخش و نرمش دیپلماتیک برابر کشورهایی که بعضاً در دوره ی امام(ره) حامی صدام و استکبار شناخته می شدند، برای افزایش تبادلات تجاری بین الملل، از دیگر شاخصه های اقتصادی اوست.

اما این همه ی ماجرا نیست. سیاست «تنش زدایی» در دستور کار قرار گرفت؛ در حالی که عده ی کثیری از نخبگان علمی و سیاسی و مذهبی کشور که هنوز برایشان آرمان های انقلاب و انقلابی بودن مثل اطرافیان هاشمی به حاشیه نرفته بود، فریاد کشیدند که چرا تنشی که ما نزاییدیم را باید بزداییم؟

روحیه ی تنش زدایی را می شود ناشی از وجود رفاه نسبی در زندگی هاشمی دانست که بعد از انقلاب و جنگ از او صادر شد. عافیت طلبی و ترک میدان جهاد برای آرمان های انقلاب و افتخار به اینکه جام زهر را او به امام روح ا... پیشنهاد داده ناشی از روحیات و جنس شخص هاشمی است.

در کنار این، نباید از خانواده و اطرافیان و مشاوران و حلقه ی متخصصان غافل شد. «خط بازگشت و استحاله از درون» به طور مشخص از دوران هاشمی شروع شد.

برطبق همان استفاده از حداقل استعداد ها و توانمندی های موجود، تاریخ ایران شاهد این بود که هاشمی از دانشجویان مقیم خارجی که بعد از انقلاب بازگشته بودند یا حتی در دوره ی جنگ هم هنوز نیامده بودند، دعوت به همکاری برای آبادانی کشور کرد. کسانی که دانش آموخته ی غرب و البته معتقد به روش علمی غرب و فن آوری بودند.

رفسنجانی به شدت ظاهرگراست. در ذهن او شاید حتی شکل و قیافه ی مذهبی ها هم مانع پیش رفت باشد. او در سخنرانی ای با موضوعیت گذشت دوران انقلابی گری و حزب اللهی بازی و آمدن دوران تثبیت و به سر عقل آمدن انقلاب به جوانان مذهبی که هنوز از فشار قبول قطع نامه خارج نشده بودند گفت قیافه تان را درست کنید، ریشتان را کوتاه کنید، حمام بروید، چراکه بو می دهید. در کشور اسلامی که نباید مذهبی ها این شکلی باشند. رفتارهای «جُلُنبل گونه» را کنار بگذارید.

این نهی از ظواهر اسلامی را جمع ببندید با این جمله ی او در خطبه نماز جمعه که : دیگر اظهار عجز و نا توانی کافی است. ما اکنون به مانور تجمل در بین مدیران نیاز داریم.

نهی ساده زیستی و در دستور قرار دادن تجمل گرایی و اشرافی گری حلقه ی مدیران از خارج بازگشته و حتی صاحبان صنایع بزرگ و رشد و نمو دختران و پسران آقازاده، دوری از اخلاق کریمانه ی اسلامی و تفاخر به مال و ثروت و تمسخر اقشار فرودست باعث شد او و دولت مردانش و حلقه ی دوم و سوم مدیریتی از توده ی ملت و امت تازه از جنگ برگشته  جدایی بگیرند و حمایت های مردمی از هاشمی به صلوات فرستادن بعد از شنیدن نام او محدود شود.

متخصصان اطراف هاشمی و البته خود او، از جمله معتقدین اقتصاد باز و آزاد بوده و هستند که گزاره هایی مثل«بگذار هرچه می خواهد بکند» یا «مالکیت درجه اول برای انسان» را بر می تابد. سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی صراحتاً اعلام کرد که «ما لیبرال دموکرات مسلمانیم»! این یعنی هاشمی و دوستان و یارانش در جنبه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و آموزشی کاملاً لیبرال اند ولی نماز می خوانند، تسبیح می چرخانند و یقه  می بندند؛ حال آنکه امام راحل(ره) بزرگترین خطر را برای مملکت، دادن امور به دست لیبرال ها می دانست. ایشان یکی از دلایل عزل آیت ا... منتظری را این طور بیان می دارند که «تو بعد از من کشور را به دست لیبرال ها می دهی»!

وقتی مدیری در حیطه  ی مسئولیت خویش،  حتی مواظب ابتدائیات اسلامی اعم از بیت المال، حقوق قانونی افراد به طور مساوی، نهی از رشوه و رانت خواری، اجرای احسن امور و ... را نکند، نتیجه اش جز این نمی شود که مردم آنها را کسانی بدانند که از مسئولیت خود، فقط طرز گرفتن روان نویس و دستور به ساخت فلان وسیله و خرید بهمان کالا و آچار و قیچی را می دانند و خوب راه می سازند و البته خوب همه چیز را به نفع خود خَصوصی می کنند و البته خوب در شمال ویلا دارند!

یحیی آل اسحاق، وزیر بازرگانی دولت دوم هاشمی در دیدار با اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور گفت: دولت هاشمی صرفاً به دنبال افزایش درآمدها بود و توجهی به عدالت نداشت. به این اضافه کنید استقراض های بزرگ و نالازم از بانک جهانی و تورم شدید 49% ناشی از آن را. در دولت هاشمی بعضی بودند که می گفتند، در مسیر توسعه اقتصادی اگر کسانی زیر چرخ دنده های اقتصادی له شوند، اشکال ندارد.

در حیطه ی فرهنگی هم اینها لیبرال بودند. عقیده ی هاشمی این بود که چون مردم انقلابی اند و روحیات مقدس دوران انقلاب و دفاع مقدس در آنها موج می زند، بیم انحراف فرهنگی از آنها نمی رود. پس دوباره گزاره ی بگذار هر چه می خواهد بکند در حیطه ی فرهنگی رواج یافت و دستگاه های فرهنگی در اختیار کسانی قرار گرفت که شاید کمترین قرابت را با فرهنگ اسلامی نشان می دادند.

بر خورد سخت و امنیتی و بسته هاشمی و تیمش با انتقادات و اعتراضات مردمی و نخبگانی به این روند های نادرست اقتصادی و فرهنگی و گوش فرا ندادن به رهنمود های مکرر و جگر سوز رهبری عظیم الشأن در مورد اشرافی گری، استراتژی های کلان اقتصادی، تهاجم فرهنگی، رشد آقازاده ها، تورم بالا، جدایی نفت از اقتصاد، به اضافه ی شاخصه های علمی فقر و فاصله ی طبقاتی و اعتیاد و فرهنگ متزلزل و مورد هجوم  به انتخاب درست دوم خرداد 76 و خلق حماسه ای جدید به دست مردم ایران و در نظام مردم سالاری دینی منجر شد.

روحیه ی هاشمی تغییر نکرد و نکرده است. علت ابتدایی و دم دستی آن این است که اطرافیان هاشمی تغییر نکرده اند و افکار و گزارشات واصله به او کانالیزه است. چرخش او در واپسین روزهای رقابت داغ انتخاباتی ناطق نوری و سید محمد خاتمی، آنهم به نفع خاتمی، ناشی از تصمیم مبتنی بر روحیات او و اعتقادات لیبرالیستی اطرافیان اوست، چراکه ناطق از حامیان اصلی هاشمی بود و هاشمی فهمید که اوضاع بر وفق مراد نیست و برای اینکه بماند، خاتمی را برای حمایت برگزید و چنانکه در آینده خواهیم دید، شاهرگ های اقتصادی دولت خاتمی همچنان در دست تکنوکرات های غیر متعهد به انقلاب و آرمان ها ماند.

 

ابوالفضل شفیعی بازدید : 726 سه شنبه 03 ارديبهشت 1392 زمان : 16:11 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
از آنچه که هستم نالانم و در آنچه باید باشم فکر می کنم. ای کاش می توانستم ادعا کنم که معادلات زندگی را از قرآن به سنت و سپس به خرد حل می کنم. حال آنکه فکر می کنم دارم از خرد به سنت و سپس به قرآن حرکت می کنم. یعنی هرچه عقل ناسالمم گفت، دیگر تمام است. دیگر چه کسی به قرآن و سنت پیغمبر(ص) و ائمه اطهار(ع) کار دارد؟! "در جامعه ای که به جای نهادسازی های مبتنی بر قرآن، سنت، خرد، همه همان چه در مدرسه و دانشگاه خوانده اند را تهوع می کنند بر پیکره ی وطن اسلامی، چه توقعی از من می رود." این نجوای نفس سرکش من یا ما هست یا نه؟ بت شکنی مدل قرن بیست و یک میلادی با نهادسازی هایی اتفاق می افتد که بتواند زنجیره ی طلایی انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی را به هم متصل و تکمیل کند. "این قرن، قرن اسلام است" و چشم امید ما به نسل چهارمی ها.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 22
  • کل نظرات : 22
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 13
  • آی پی دیروز : 7
  • بازدید امروز : 35
  • باردید دیروز : 8
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 43
  • بازدید ماه : 769
  • بازدید سال : 2,933
  • بازدید کلی : 56,540
  • کدهای اختصاصی
    تماس با ما

    ساخت فلش مديا پلير